تبليغاتX
تنفس آتش

تنفس آتش

خاطرات روزانه

دکوپاژ مصاحبه ی خبری :

در ابتدا نمایی از مدیوم لانگ شات خبرنگار داریم که رو به دوربین نریشن می گوید.

سلام.امروز می خواهیم با خانم منیژه حکمت یکی از کارگردانان و تهیه کنندگان  خوب سینمای کشورمان  مصاحبه ای داشته باشیم در رابطه با خبری که روز شنبه در یکی از رسانه ها مبنی بر ساخت فیلم تبلیغاتی برای آقای خاتمی توسط ایشان منتشر شد.به سراغ ایشون میرویم تا نظرشون رو در این رابطه بپرسیم.

از نمای os خبرنگار خانم حکمت رو می بینیم  که خبرنگار به او نزدیک می شود و خبرنگار سوالش  را می پرسد.بعد دوربین از نمای os خارج شده و با حرکت دوربین  به نمای کلوزآپ خانم حکمت می رسد که در حال پاسخ گویی می باشد.کات


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعت23:36توسط بهار-توسلی | |

 

خانه تکانی ؛ سنت قدیمی ایرانیان

خانه تکانی ذهنی

سنت پسندیده به پیشباز رفتن سال نو با برنامه های گوناگون مانند خانه تکانی سبز کردن سبزه ، برنامه های شب عید و تحویل سال نو که همگی همراه با نظافت و بهداشت ، ترمیم و تازگی است ریشه در اعتقادات نیاکان باستانی ما دارد و چون این سنت ها و آداب و رسوم در دیگر اقوام نیز به گونه ای وجود دارد ، به نظر می رسد از طریق ضمیر ناخودآگاه جمعی به همه اقوام و ملل به ارث رسیده باشد

خانه تکانی

در آخرین ماه سال ، همه ایرانی ها و اقوام و ملیت های دیگری که در همسایگی و یا منطقه ما هستند با نظافت خانه و دور ریختن لوازم اسقاطی و ترمیم و تعمیر خانه و لوازمی که می توان از آنها استفاده کرد ، زندگی را نو می کنند تا سبکبال و آسوده خاطر به پیشباز عید نوروز بروند . اما عده ای خود را وابسته به اشیا و وسایلی کرده اند که سالهاست جای آنها را تنگ کرده بودند آنکه مورد استفاده قرار گرفته باشد . شاید همین امر باعث فشار فکری و ذهنی آنها شده باشد . وقتی در خانه ای کوچک با فضای محدود ، وسایلی را که نمی دانیم برای چه نگه داشته ایم و فقط به صرف اینکه شاید روزی به دردمان بخورد آنها را اینجا و آنجا بایگانی می کنیم تا آنجا که وقتی به سراغ لوازم ضروری روزمره می رویم ، با آنها برخورد پیدا می کنیم

اینها تصویری از انباشتگی ، بلاتکلیفی و فشار در ذهن ما به وجود می آورند

بوسکالیا در این زمینه می گوید ما بخشی از اجتماعی هستیم که کهنگی را دوست دارد هیچ چیز را تا آخر مصرف نمی کنیم . فقط آنها را در جایی انبار می کنیم و می گوییم هنوز خوب است شاید روزی به درد بخورد و شاید روزی هم عتیقه بشود . مانند چمدان های شکسته ، فندک و پیپ های مستعمل ، تکه قالیچه های کهن میزهای اتوی خرد شده قاب عکس های از مد افتاده ، صفحات موسیقی

بودا گفته بود هر چه بیشتر داشته باشیم نگرانی بیشتری خواهیم داشت و همچنان که زمان می گذرد ما بنده وسایل خود می شویم

و شاید سبک کردن مال از طریق مقادیری که در ادیان ابراهیمی بر همه مومنین فرض شده است ، نیز برای آسایش و آرامش ذهنی و روانی انسان باشد

فکرش را بکنید اگر لازم باشد که فقط با خود چمدانی را بردارید و در آن لوازم مورد علاقه و ضروری را قرار دهید ، چه خواهید کرد

این خود می تواند امتحانی برای آمادگی ما برای رهایی از دلبستگی و وابستگی به لوازمی باشد که جز زحمت ، فایده دیگری ندارد این لوازم اگر خیلی قیمتی باشند پیوسته برای ما ایجاد نگرانی می کنند و برای اینکه از آنها خوب نگهداری کنیم باید مرتب به آنها برسیم و آنها را تمیز نگاه داریم و مواظب باشیم تا آسیبی به آنها نرسد

بیایید خانه خویش به در آییم و به خانه ذهن وارد شویم

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13ساعت20:22توسط بهار-توسلی | |

 
 
«منيژه حكمت» ساخت فيلم انتخاباتي خاتمي را تكذيب كرد

خبرگزاري فارس: «منيژه حكمت» كارگردان و تهيه‌كننده سينما، خبر ساخت فيلم انتخاباتي محمدخاتمي را تكذيب كرد.


«منيژه حكمت» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: خبري روز شنبه مورخ 10/12/87 در يكي از روزنامه‌ها مبني بر ساخت فيلم انتخاباتي محمدخاتمي توسط اينجانب به انتشار رسيده است كه همين‌جا اين خبر را تكذيب مي‌كنم.
وي افزود: در رابطه با ساخت اين فيلم انتخاباتي، كسي با من صحبتي نكرده است و من نيز در اين‌باره صحبتي با كسي نداشتم و متأسفم كه برخي رسانه‌ها چنين بي‌محابا اقدام به انتشار اخبار كذب مي‌كنند.


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت13:30توسط بهار-توسلی | |

مصاحبه ی فردی :
 
گفت و گو با سوسن قائم مقام، مينياتوريست، عكاس، نقاش و گرافيست


مينياتور زنده مي‌ماند

سوسن قائم مقام سال‌هاست كه به هنر مشغول است و هنر مينياتور از اصلي‌ترين دغدغه هايش است. او از سال 1351 به اين هنر مشغول است و در تمام اين سال‌ها بيش از 100 اثر خلق كرده است. ويژگي كار او در مينياتور، الهام گرفتن از عكس‌هايي است كه ساليان سال گرفته است و بسياري از شخصيت‌هاي اصلي تابلوهايش را زناني تشكيل مي‌دهند كه او روزي در جايي از آنها عكسي گرفته است. تلفيق ساده عشق و اميد، جنگ و صلح، شادي و غم و... از اصلي‌ترين ويژگي‌هاي آثار اوست. او توانسته با بهره‌گيري از هنر عكاسي و گرافيك، آثاري را خلق كند كه وجه اصلي تمايز آثارش با ديگران است. همين تفاوت و وجه تمايز باعث شده تا آثارش با استقبال بسياري نه تنها در ايران كه در ساير كشورهاي جهان نيز همراه باشد. با هم بخش‌هايي از گفت و گوي ما را كه در خانه‌اش اتفاق افتاد مي‌خوانيد.



در عصر آهن و دود و ماشين، جايگاه هنر مينياتور كجاست؟
راستش من در موقعيت و جايگاهي نيستم كه در اين باره اظهار نظر كنم.
چرا؟
چون كار من مينياتوري است كه از نظر مينياتوريست‌ها، خيلي از قواعد مينياتور پيروي نمي‌كند. يعني به آن مفهوم نگارگري كه اين روزها مطرح است، نيست.
مگر وجه تفاوت كارهاي شما با ساير مينياتوريست‌ها در چيست؟
مينياتوريست‌ها معمولاً بر‌اساس قواعد خاصي كه برخاسته از مكاتب موجود در اين هنر است كار مي‌كنند. اما من خيلي پايبند اين قواعد نيستم.
به‌هرحال شما خودتان را مينياتوريست مي‌بينيدیا نمي‌بينيد؟
چرا. من خودم را مينياتوريست مي‌دانم. اما باید بدانید که مينياتور از قرن‌ها پيش تا به امروز مسير خيلي طولاني را طي كرده است و بسيار متاثر است از مكاتبي هنري كه ايراني نبوده‌اند و وارداتي بوده‌اند و سعي كرده خودش را به‌قول امروزي‌ها به روز كند.
خيلي از آثار امروزي مينياتوریست ها مشمول اين تعريف مي‌شوند. يعني هنرمند تلاشش را مي‌كند تا به زبان امروز صحبت كند.
درسته. مينياتوريست‌هاي امروزي تلاش مي‌كنند تا با استفاده از تكنيك‌هاي مدرن‌تر و امروزي‌تر آثارشان را به روزتر كنند.
زن‌هايي كه در آثار شما حضور دارند امروزي‌تر از زناني هستند كه در اغلب مينياتورها ديده مي‌شود. چرا؟
مثل كدام اثر؟
مثل تابلوي «سلام آفتاب»
همين‌طور است. اما دليل خاصي ندارد. شايد دليلش اين است كه من زن‌ها را اينگونه تصور مي‌كنم.
در كارهاي شما محوريت اثر با شخصيت است يا داستان؟
هر دو. با اين همه براي اغلب آثارم داستان مشخصي دارم.
يكي از جدي‌ترين آثار شما تابلوي «خورشيد» است كه در آن زن در دايره‌اي سرخ رنگ حضور دارد.
خورشيد سر منشاء گرماي جهان است و زن‌ها هم به نظر من سر منشأ گرماي زندگي هستند. دليلي كه من آن اثر را آن‌طور كشيدم اين است.

+نوشته شده در دوشنبه 1387/12/05ساعت19:22توسط بهار-توسلی |

بگذار هر روز،رویائی باشد در دست.

بگذار هر روز، عشقی باشد در دل.

بگذار هر روز،دلیلی باشد برای زندگی

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04ساعت12:49توسط بهار-توسلی |

وزن زياد مهم ترين عامل تنفسي است

يک متخصص گوش و حلق و بيني گفت: وزن زياد مهم ترين عامل ايست تنفسي در افراد است.
دکتر منصوري، متخصص گوش و حلق و بيني در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: 60 درصد جمعيت کشور وزن بيش از حد استاندارد دارند که اين اضافه وزن و چاقي، خصوصا در ناحيه گردن، باعث ايست تنفسي در هنگام خواب و خرخر کردن مي شود. وي علل ديگر ايجاد ايست تنفسي را گرفتگي بيني، بافت هاي اضافي در سقف کام، ضخيم بودن ماهيچه هاي دو طرف گلو و نحوه غلط خوابيدن اعلام کرد.
اين متخصص گوش و حلق و بيني راه درمان خرخر کردن و ايست تنفسي در هنگام خواب را کاهش وزن، صحيح خوابيدن و برطرف کردن مشکلات کام و مجراي بيني دانست و گفت: امروزه در موارد خاص که نياز به جراحي است، استفاده از ليزر و راديو فرکوئنسي به عنوان روش هاي درماني نوين شناخته مي شوند که بيمار بدون بستري شدن و با کمترين مشکل به صورت سرپايي مي تواند درمان شود.

گزارش در ادامه مطلب:


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/01ساعت20:5توسط بهار-توسلی | |

 عاشقانه 

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت22:24توسط بهار-توسلی | |

گزارشی از افتتاحیه جشنواره فجر :

امروز حوالی ساعت ۷ مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر در مرکز همایشهای برج میلاد تهران برگزار شد.

مرکز همایشهای برج میلاد مکان زیبایی است و پارکینگ هم دارد!(یکی از بزرگترین مشکلات تمامی سالنها و مراکز در تهران)
اما اگر به این مرکز دعوت شده باشید ممکن است شما را در بیرون در نگه دارند تا میهمانان در جلوی لابی تجمع نکنند!

و اما در مراسم افتتاحیه چه گذشت؟
این مراسم بدترین مراسمی بود که در میان جشنواره‌های فیلم فجر دیده بودم.
اما این تازه اول داستان است!

۱-به سختی در تمام سالن می‌توانستی بازیگر و یا کارگردان سرشناسی را پیدا کنی! این افراد کاملا انگشت شمار بودند.( به جزء آقای محمود کلاری و حبیب رضایی و چند تن دیگر)
لازم به ذکر است که حضور رسول صدر عاملی و محمود کلاری و ابراهیم حاتمی‌کیا بخاطر این بود که قرار بود از ایشان در این مراسم تقدیر به عمل بیاید.

۲- نفهمیدم چرا به صورت مجری و دیگر افرادی که به روی صحنه میایند نور سبز رنگ تابیده می‌شد!

۳- از اعلام هر برنامه از طرف مجری چیزی حدود ۵ دقیقه تاخیر وجود داشت تا آن برنامه اجرا شود.

 

۴- صدای سالن به شدت گوشخراش بود.

۵- پرده نمایش پایین آمد و با دکور برخورد کرد و پاره شد! و برنامه برای نیم ساعت متوقف شد تا پرده درست شود(که نشد) و تا پایان برنامه پرده نیمه‌افراشته بود.

 و مشکلاتی از این دست ...


و سرانجام این برنامه در حوالی ساعت ۱۱ به پایان رسید.

۱) سینمای ایران با وجود افتخارات چشمگیری که بعد از انقلاب کسب نموده،تا کی نباید یک سالن مخصوص جشنواره،برای برگزاری جشنواره های ریز و درشت داشته باشد؟

۲)چرا تعداد فیلم هایی که در جشنواره فجر به نمایش درمی آیند،خیلی بیشتر از جشنواره های دیگر در سراسر دنیاست؟

۳)آیا جشنواره امسال به طور کلی، روندی صعودی نسبت به جشنواره سال گذشته داشته است؟

+نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت13:37توسط بهار-توسلی | |

قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره !
حدودای 1700 سال پیش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده بودین!) حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار می‌شه و دستور می‌ده که ولنتاین روبندازن زندان.

والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته “از طرف ولنتاین تو”. این که زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن “From your Valentine” از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه !استاد عزیز گزارشات من در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت18:3توسط بهار-توسلی | |

چنان توانایی که باور نتوانی کرد به کارهایی قادری که هرگز تصورشان نمی کردی به جز حصار ذهن تو نسبت به آنچه ناتوان از انجام آن هستی توانایی هایت هیچ مرزی نمیشناسند. میندیش که نمیتوانی بیندیش که می توانی

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/16ساعت14:25توسط بهار-توسلی |